أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
137
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
شعب رها كردند باد صبا بور گشت و روى بر ايشان نهاد مدهوش شدند نميدانستند كه حال چگونه است و بر عميا يكديگر را ميزدند و ميكشتند آنگه حق تعالى گفت : اين براى آن بود تا بود كه شما دو گروه بوديد يكى دنياجوى و ديگرى آخرتخواه بعضى كه بكارزار حاضر آمدى « 1 » براى غنيمت آمدى و بعضى براى نصرت دين خداى و طلب آخرت ؛ پس شما را از ايشان برگردانيد بهزيمت از آنكه خداى تعالى ثبات صد مسلمان در پيش دويست كافر واجب گردانيد فأمّا چون ناقص شدند ازين عدد يا كافران زيادت شدند مرخّص است مسلمانان كه ثبات نكنند ، چون انصراف ايشان ازين وجه بود بفرمان و رخصت خداى تعالى بود ازين سبب با خود اضافت كرد و شما را از ايشان باز گردانيد تا ابتلا كند بمظاهرت و مواترت نعمت بر شما از پس يكديگر تا شكر خواهيد كردن يا نه ؟ پس با اين همه كه شما كردى شما را عفو از عقاب قيامت كرد يا از عذاب استيصال و ايشان را از شما باز داشت پس از آنكه بر شما مستولى بودند و اين فضلى و احسانى بود كه خداى با شما كرد و خداى تعالى خداوند فضل و احسانست بر جملهء مؤمنان . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 153 ] إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْراكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ( 153 ) چون برفتى و با هيچكس نمىاستادى « 2 » درين هزيمت و هيچ چيز شما را مانع نميآمد و رسول در باز پسينان شما بود و شما را باز ميخواند و ميگفت : به من آئيد و مرويد اى بندگان خداى كه هر كه باز آيد بهشت او راست ، اى عجب آنكه باز آيد او را بهشت رسد آنكه نرود « 3 » او را خود چه رسد قسمت بهشت و دوزخ رسد ، پس بداد ايشان را جزاى آنچه كردند روز احد غمى و اندوهى ببدل غم كافران روز بدر ، و گفتهاند : غمى بر سر غمى ؛ غم اوّل فوت ظفر و غنيمت و غم دوّم ارجاف قتل و هزيمت ، اين براى چه كرد ؟ - براى آن تا اندوهگن نباشيد بر آنچه فائت شد از شما از ظفر و غنيمت و نه بر آنچه رسيد بشما از جراحت و قتل و هزيمت ،
--> ( 1 ) - يعنى : « آمديد » و همچنين است حال افعال ديگر . ( 2 ) - يعنى : « برفتيد » و « نمىايستاديد » . ( 3 ) - يعنى فرار نكند تا برگردد بلكه در جنگ ثابت بماند مانند امير المؤمنين عليه السّلام .